تبليغاتX
زیر چتر خورشید
زیر چتر خورشید
با جاری کوثر

بی زاری ( خطبه ی حضرت زهرا (س) در جمع زنان مهاجر و انصار )

اکنون حالم چنین است که به خدا سوگند از دنیای شما بیزار ، و بر مردانتان خشمناکم . آنان را همچون لقمه ای تلخ و ناگوار پس از آزمودن به دور افکندم ، و پس از کاوش در اعماق جانشان ، دشمن داشتم .

پس چه زشت است شمشیر سر شکسته و نابرِّا ، و بازی و بیهودگی پس از کوشش و تلاش ، و کوفتن سر بر سنگ خارا و شکستگی و از کار افتادگی نیزه و نادرستی آرا و لغزش از هوا و هوس ، و چه بد است آن چه برای خود پیش فرستادند و آن خشم خداوند بر آنان و جاودانگی در عذاب است .

ناچار مسئولیت و زمام کار خلافت را به گردنشان انداختم و وبال آن را به دوششان نهادم و ننگ و عار آن را بر خودشان گذاشتم . پس نابودی و هلاک و نفرین بر گروه ستمکاران باد .

مسعود پور سید آقایی

|+| نوشته شده توسط م.ص در 90/02/16 ساعت 0:56 |

افضل ما توسل به المتوسلون

سلام دوستان بزرگوارم

متاسفم که دو مطلب تحلیل خطبه ی هشدار و پرتو دهم نیمه ماند امیدوارم این بنده ی حقیر را به بزرگی خود ببخشید ان شاءالله .

 محکم ترین دست آویز

همه چیز دنیا زننده و کسل کننده است ، جز زندگانی . تیره بختان هر اندازه که از طول حیات آزار ببینند ، باز به زندگی دل بسته و علاقه مندند .

هرگز نشده کسی که دارای مغز سالم و فکر صحیح است به مرگ خویش راضی باشد .

زندگی آنقدر دل آویز و مطبوع است که خاطرات آن ، چه تلخ و چه شیرین گوارا و خواستنی است .

اما !

اما ، زندگانی آنچنان نیکو است که اگر با حکمت و دانش برگذار شود جهان را دقیقانه و عمیق بازبین کند .

معنی حقیقی حیات ، حیات قلب ، حیات روح و دل زنده است . .

زندگی آن است که چشمان کور را بینایی بخشد و گوش ناشنوا را باز کند .

زندگی آن است که تشنگی روح را از زلال علم و معرفت سیراب سازد .

براستی معنی کامل حیات همین است ، اگر شما از زندگی خویش به تنگید ، نقص از آنجاست که فرشته ی حیات را به صورت عفریتی هول آور مشاهده می کنید .

سخنان گهربار امام علی بن ابیطالب (ع)

التماس دعا .

|+| نوشته شده توسط م.ص در 89/11/23 ساعت 23:42 |

پرتو دهم به قلم سید مهدی شجاعی
الموت اولی من رکوب العار

و العار اولی من دخول النار

قرار ناگذاشته ی میان تو وحسین این است که تو در خیام از سجاد و زنها و بچه ها حراست کنی و او با رمزی ، رجزی ، ترنم شعری ، آوای دعایی و فریاد لالحولی ، سلامتی اش را پیوسته با تو در میان بگذارد .

و این رمز را چه خوش با رجز آغاز کرده است . و تو احساس می کنی که این نه رجز که ضربان قلب توست و آرزو می کنی که تا قیام قیامت ، این صدا در گوش آسمان و زمین طنین بیندازد .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط م.ص در 89/09/24 ساعت 23:45 |

اخلاص

از پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله ) روایت شده است : خدای متعال می فرماید : من شریک خوبی هستم هر کسی که در کارش احدی از مخلوقات مرا با من شریک قرار دهد همه ی آن کار را برای آن شریک قرار می دهم . زیرا من هیچ عملی را قبول نمی کنم مگر آنکه برای من خالص و پاک شده باشد .

التماس دعا .

|+| نوشته شده توسط م.ص در 89/05/02 ساعت 0:6 |

بابای خوبم روزت مبارک

دست مرا گرفتید تا یادتان بمانم

از روی خاک بردید تا اوج آسمانم

گفتند امام هر عصر بابای مهربان است

روز پدر مبارک بابای مهربانم 

اللهم عجل لولیک الفرج

تعجیل در فرج نورانی حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه ) سه صلوات بفرستید .

التماس دعا .

|+|

تحلیل خطبه ی هشدار
باید دفاع از ولایت را از زهرا (س) آموخت .

زهرا (س) کوثر خدا ، در بستر بیماری آنگاه که درد تازیانه طاقتش را برده و چشمهایش به گودی نشسته و واپسین ساعتهای عمر خود را می گذراند ، زنانی چند از مهاجر و انصار به عیادتش می آیند و از او یک سوال ، تنها یک سوال ، یک احوال پرسی ساده و تکراری ، می پرسند :

حالتان چطور است ؟ همین . و با حال زار او حتی توقع یک نیم نگاه را هم ندارند .

اما زهرا (س) این زنده دل بیدار ، این تلاوت بیداری و آموزگار ظرافت ، این ادامه ی رسول (ص) و همتای علی (ع) آنچنان می شورد و می تازد و بر غیرتهای مرده ی آنان می نوازد و آن چنان آگاهی می بخشد و به آنان فقدان ولایت و روی کار آمدن علی (ع) را هشدار می دهد و آنچنان زنان را تحریک می کند که از جا بر می خیزند و سراسیمه به خانه های خود می روند و از همسران خود کمک می طلبند و آنان را بر گرفتن حق ولایت تشویق و تحریک می کنند ، تا آنجا که مردان در پیرامون خانه ی زهرا (س) گرد آمده و اجتماع می کنند ، اما گروهی آنان را به یاد بیعتشان انداختند و بر این آتش افروخته آبی پاشیدند . آنگاه نزد زهرا (س) آمدند و عذر تقصیر آوردند : (که اگر علی هم زودتر آمده بود با او بیعت می کردیم . ) و زهرا (س) آنجا که عذرهای واهی را شنید سخت بر آشفت : پی کارتان بروید ، دیگر پس از اینگونه عذر تراشی های دروغین عذری پذیرفته نمی شود ، و پس از کوتاهی و بی تفاوتی ، امری وجود نخواهد داشت .

پیش از آن هم گفته بود : آیا پدرم پس از حماسه ی باشکوه غدیر که علی (ع) را به امامت منصوب کرد برای کسی عذری به جا گذاشته است ؟

اما افسوس و صد افسوس ، در حسرت غیرت و همتی !

زهرا (س) به ما آموخت که دفاع از ولایت حقی نیست که تعطیل بردار باشد . باید در همه حال پشتیبان حریم ولایت بود . حتی در اوج غربت و تنهایی .

زهرا با این که دردش به نهایت رسیده و آخرین روزهای عمر را می گذراند ، نمی تواند از تکلیف خود چشم بپوشد . او در برابر پرسشی ساده ، گویا بدنبال فرصتی است . تمامی رمق خود را جمع کرده و نفسش را در سینه حبس می کند . آنگاه مثل رعد می غرد و مثل ابر می بارد . شاید بتواند غیرتی و همتی را بیدار کند و برای علی (ع) این زنده ی پا در رکاب ، یار و یاوری فراهم کند . او با کلامش همچون تازیانه ای بر روحهای افسرده ی آنان نواخت .

ادامه دارد .


|+| نوشته شده توسط م.ص در 89/03/21 ساعت 0:0 |

تحلیل خطبه ی هشدار

این خطابه هشدارها و انذارهای بلند زهرا (س) ، آن کوثر و چشمه ی خدا و فریادها و ناله های جانسوز و انسان ساز او در آخرین روزهای عمرش در بستر بیماری است . چشمه ای که باید فوران کند و انسان ها در پرتو طهارت او تا قیامت خود را تطهیر کنند ، بجای رهیابی در پرتو انوار هدایتش آن را به تاریکی کشاندند و بجای آنکه از جام ولای او بنوشند و شفای سینه های خود را از او بگیرند ، بر سینه اش - این گنجینه ی اسرار الهی و جایگاه بوسه ی رسول (ص) کوفتند و محبوبه ی خدا را بین در و دیوار گذاشتند و از کنار فریادش که عرش الهی را لرزاند و فرشتگان را به ضجه انداخت ، بی اعتنا گذشتند .

به راستی چه کسی می تواند حتی یکی از مصایب زهرا را تحمل کند ؟ یکی از این مصایب و ظلمها که بر زهرا (س) رفت ، برای ایجاد نا امیدی و کاشتن روح یاس در وجود ما کافی بود . به راحتی در خانه می خزیدیم و با بستن درها به روی خود در لاک خویش فرو می رفتیم و بر همه ی عالم و آدم ناسزا می گفتیم و.....

به راستی زهرا (س) کوثر خدا و جلوه ی جمال و جلال خداست .

شرممان باد ! ادعای پیروی از زهرا را داریم ، اما آنقدر سینه هامان تنگ و کوچک است که دشمنان که هیچ حتی تحمل دوستان خود را نداریم و اگر تحویلمان نگیرند و یا به احتراممان نایستند و یا ... از انقلاب که هیچ از دین هم جدا می شویم !

چه شباهتی ؟ چه اسوه ای ؟ زهرا (س) در سینه اش جز خشیت خدا و بر لبانش جز حمایت ولی چیزی نیست و تمامی هستی خود را با خدا یک جا معامله می کند . ولی ما در سینه هامان جز محبت دنیا و بر لب هامان جز تضعیف و آیه ی یاس خواندن و نق زدن چیزی نیست و تمامی هستی خود را یک جا با شیطان معامله کرده ایم . برای مظلومیت زهرا (س) همین بس که مدعیانی چون ما دارد .

ادامه دارد .

|+| نوشته شده توسط م.ص در 89/02/19 ساعت 1:5 |

هشدار
به هوش باش و بیا و بشنو که تا زنده ای روزگار به تو شگفتی ها نشان خواهد داد ، « اما سخن اینان شگفت آور تر است» ای کاش می دانستم چه پناهگاهی جستند ؟ به کدامین ستون تکیه زدند ؟ به کدام ریسمان آویختند ؟ بر کدام خاندان پیشی گرفتند و چیرگی یافتند ؟ «چه سرپرست بد و دوست نابابی برگزیدند » « و چه دست آورد بدی برای ستمکاران است» .

به خدا سوگند ! به جای شاه پر ، پرچه ها و به جای شانه ، سرین را بر گزیدند . به خاک مذلت سوده باد بینی قومی که « گمان می کنند کار نیکو می کنند » آگاه باشید که اینان مفسدند ، ولی نمی فهمند .

وای بر آنان ! چه کسی سزاوار پیروی است ؟ کسی که به حق هدایت می کند یا آن کس که خود نیازمند هدایت است ؟ شما را چه شده است ؟ چگونه حکم می کنید ؟

به جان خود سوگند ! نطفه ی فساد بسته شد ، اندکی درنگ کنید تا این بذر شوم به بار بنشیند و نتایج فسادش آشکار شود . آن گاه به جای شیر ، قدحی پر از خون تازه و زهر کشنده بدوشید . ( و اینجاست که باطل پیشگان زیان می کنند ) و فرجام آن چه را که پیشینیان پایه نهادند آیندگان درمی یابند .

از این پس باید از دنیای خود دست بشویید و دل به بارش فتنه بسپارید و بشارت بادتان به شمشیر آخته و استیلای متجاوز ستمگر و هرج و مرج فراوان و خودرایی ستمکاران که غنایم و حقوقتان را [از این پس] اندک دهند و جمعتان را پراکنده سازند .

پس دریغ و اندوه بر شما ! شما را چه می شود ؟ حال آنکه [امر روشن ] بر شما مشتبه شده است . ( آیا می توان شما را به کاری واداشت ، در حالی که آن را خوش ندارید ؟ )

( خطبه ی بی بی دوعالم حضرت فاطمه ی زهرا (س) در جمع زنان مهاجر و انصار )

التماس دعا .

|+| نوشته شده توسط م.ص در 89/02/09 ساعت 23:29 |

پرتوی از روی خورشید
خدایا

این عید روزی مبارک و خجسته است و مسلمانان در تمام نقاط زمین تو دور هم جمع شده اند ، درخواست کنندگان و طلب کنندگان و ترسندگان همه حضور دارند. و تو ناظر درخواست و حاجت ایشان هستی . پس به جود و بزرگواریت و آسانی خواهشم در نزد تو می خواهم که درود فرستی بر محمد و آل محمد .

و خدایا

ای پروردگار ما! که پادشاهی از آن توست و حمد و سپاس مختص ذات تو می باشد ، خدایی نیست جز تو ، بردبار ، کریم ، مهربان ، عطابخش ، صاحب شکوه و گرامی ، پدیدآورنده ی آسمان ها و زمین که هر چه در میان بندگان با ایمانت تقسیم می کنی از خیر یا عافیت یا برکت یا هدایت یا عمل به طاعت و فرمان تو ، یا خیری که بدان بر ایشان منت می نهی ، بدان به سوی خویش هدایتشان می کنی یا درجه و منزلت آن ها را در نزد خویش رفعت می بخشی یا بدان خیری از خیرهای دنیا و آخرت را به ایشان ارزانی می داری ، از تو می خواهم که بهره و نصیب مرا از آن فراوان سازی.

و خدایا! که پادشاهی و حمد از آن توست ، خدایی نیست جز تو از تو می خواهم که بر محمد و بنده و فرستاده ات درود فرستی و بر آل محمد که همه از نیکان و پاکان و برگزیدگانند ، درودی که جز تو کسی را توان شمارش آن نباشد و از تو درخواست می کنم که ما را در دعای شایسته ی هر یک از بندگان با ایمانت که در این روز تو را خوانده ، شریک گردانی ، ای پروردگار جهانیان! و این که ما و ایشان را بیامرزی که تو بر هر چیز توانایی .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط م.ص در 89/01/07 ساعت 22:24 |

انتظار

ای مدنی برقع و مکی نقاب

سایه نشین چند بود آفتاب

منتظران را به لب آمد نفس

ای شه خوبان تو به فریاد رس

|+|